بی عنــــــــــــوانـــــــ !!!

بچـــه کـــه بـــاشی

از “نقـــاشی”هـــایتـــ هـــم

مــی‌ تــواننــد بـــه روحیـــاتــ و درونیـــاتتــ پی ببــرنـــد ،

بـــزرگ کـــه مــی‌ شـــوی

از حــرفهـــایتـــ هـــم نمــی‌ فهمنـــد

تـــوی دلتــ چـــه خبـــر استــ !

آدم های این سرزمین سردند

نگاه هایشان..

حرفهایشان..

همه بوی سردی میدهد.

عشق دراین سرزمین بی معناست

فقط محبتشان این است که برای

زخمهایت نمکدان می آورند همین..

/ 8 نظر / 39 بازدید
مهدی

سلام وب جالبی داری. اگه دوست داشتی با هم تبادل لینک کنیمhttp://shabnava2013.persianblog.ir/

سمانه

غم‌خوار من به خانه‌ی غم‌ها خوش آمدی با من به جمع مردم تنها خوش آمدی بین جماعتی که مرا سنگ می‌زنند می‌بینمت برای تماشا خوش آمدی راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای من، به آخرین شب دنیا خوش آمدی پایان ماجرای من و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی با برف پیری‌ام سخنی بیش از این نبود منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی ای عشق ای عزیزترین میهمان عمر دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی!

فهیمه

کم طاقتی عادت آن روزهایت بود امروز برای خبر گرفتن از من عجب صبور شده ای..

سارا

درد که میگیرد قلبم ... لبخند میزنم !!! یادگاری توست ...

مرسی

توپراک

واییییییییییییییییییییی واقعا وبلاگت حرف نداره.عالیه

mehdy96

سلام. وبت هم قشنگ بود و هم مطالبت خاص. [گل][گل][گل]

ستایش

سلام دوست عزیزم به ما هم سر بزن وبت عالی بود قربانت بای sohachat.com