تنها شدم

چند وقتی بود که اینجوری گریم نگرفته بود 

الان با خودم میگم همه رو بی خیال فقط

می خوام دلم خالی شه 

باز هم شروع شد 

تنهایی های نصفه شب

غرغر های همه وقت 

طعنه های بی منطق 

گاهی وقتا دلم می خواد برم

یه گوشه دنیا که هیچکی منو نشناسه

تنهای تنهای باشم 

از همه آدمای اطرافم خسته شدم 

همه اونایی که ادعای دوستی می کنن 

و جای جاش جا می زنن

یک دفعه وسط دنیا رو زمین و هوا ولت می کنن

خدا تنهایی داره خفم می کنه 

باز هم همه چی داره تکرار میشه 

گاهی وقتا با خودم می گم 

حتما می خوای امتحانم کنی اما 

شرمندتم خدایا 

این سری من می خوام جا بزنم 

میخوام از این دنیای لعنتی برم 

دیگه تحمل ندارم 

خیلی خستم

/ 9 نظر / 29 بازدید
yalda

واااای مرسی گلم..مرسی که یادمی[ماچ][قلب][گل]

فهیمه

نا شنوا باش!وقتي همه از محال بودن ارزوهايت حرف ميزنند...[گل]

سمیرا

از ساعت متنفرم ! این اختراع غریب بشر که مدام ، جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!![گل][گل][گل]

سارا

هیچوقت آرزوی "افتادن" چیزی را نداشته ام ، حالا برای اولین بار میخواهم : "لطفا بیفت" ، ای زیباترین اتفاق زندگی من