عاشق این شعرم +درد و دل ادامه مطلب

این که من چی میگم و چیکار می کنم برای هیچ کسی مهم نیست 

اگه بغض کنم و نتونم حرف بزنم 

تهش اینه که بازم میشنوم

دوباره شروع کردی 

و اون وقته که واقعا دلم میشکنه 

چون اگه یه بار می فهمید حرف من چیه

متوجه می شدکه من فقط یه شونه واسه بغضم میخوام 

حس بد من روز به روز بیشتر مبشه و من جز تنهایی

هیچی نصیبم نمی شه 

وقتی هر روز چنین حالی بهت دست میده 

دیگه با چه امیدی می خوای زندگی کنی 

اینکه یه نفر رو داری که با حرفاش آروم میشی خیلی خوبه 

امــــــــــــــــــــــــــــــــــــا این وسط 

گناه من چیه که همیشه باید باعث خوشی دیگرون باشم و 

دیگرون باعث ناراحتی من 

حتی یه نفر هم نداشته باشم که بتونه آرومم کنه 

اینجاست که به عدالت دنیات شک می کنم خدا 

 

/ 29 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

آمدن را از باد و باران بیاموز رفتن را از دل ِ من.

محمدرضا

با ابرها چه غصه‌ی پنهانی‌ست؟ این عصرِ چندشنبه‌ی بارانی‌ست؟ وقتی که می‌بُریم مدام از هم این عشق نیست، چاقوی زنجانی‌ست

محمدرضا

باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم: من تنها نیستم, تنها منتظرم

محمدرضا

پنجره ی باران خورده ات را باز کن چند سطر پس از باران چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده دلم برایت تنگ است

محمدرضا

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم ، به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم

محمدرضا

بغضهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد ، صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد

محمدرضا

مثل باران چشمهایت دیدنی است ٬ شهر خاموش نگاهت دیدنی است. زندگانی معنی لبخند توست ٬ خنده هایت بی نهایت دیدنی

محمدرضا

در حسرت موجم ، باران کفافم نیست. درمان درد من ، باران ِ نم نم نیست

tina

سلام مرسی عزیز دستت درد نکنه..منم با عنوان وبم بلینک.

دل شکسته

واقعا خوشبحالشون حرف دل من به اون[گریه]