درد و دل من

تو سکوت تنهایی من فقط یه صدا میومد

اونم تیک تیک ساعت بود امروز صدای قلبم میاد

اونم از دستم شاکی شده  

درد دارم قد دنیا 

دعا می کنم یه دفه صداش نیاد               هوا بارونیه بازم دلگیره 

بازم تو تنهایی اتاقم نشستم و از پنجره بیرونو نگاه می کنم 

تو دنیا به این بزرگی 

فکر میکنم شدم یه پرنده داخل قفس زندگی

بازم این وبلاگ شد تنها مونسم تو دنیام

دلگیــــــــــــــــــــــــــــــرم 

الان دلم پرواز میخواد 

به ناکجـــــــــــــــــــــــــــــــــــا آباد

/ 17 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م

[لبخند][ماچ][گل]

sam

اینجا... درون سینه ام ... زخم کهنه ایست که می کاهدم هر دم . [گل][گل][گل]

amir

از كاروان محرم جا نموني شاید یه جایی تو کاروان محرم برای شما مونده باشه

بهنام

پست جدید گذاشتم .تشریف بیارید هر سال برای تو سیه می پوشیم / در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز / با یاد لب تو آب را می نوشیم التماس دعا [گل]

شایان

یادتان باشد لباس مشکی ام را تا کنید گوشه ای از قبر من این جامه را هم جا کنید کاش من در شام تاسوعا بمیرم تا شما خرجی ام را خرج نذر ظهر عاشورا کنید

sam

این نیزه مرا به عشقتان میدوزد در عمق وجود شعله می افروزد امسال اگرچه در زمستانم باز از بردن اسم تو لبم می سوزد السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

سلام شبت بخیر از ته دل امیدوارم امشب دلت گرفته نباشه امشب اولین باری نبود که میومدم تو وبلاگت ولی دلم امشب ......... (اصلا قابل توصیف نیستم) امشب ی لحظه حس کردم تنها نیستم و تو خود منی!فکر می کردم همه حرفاتو داری از زبون من میگی... فقط می تونم بهت بگم با این حالی که داری فقطه فقط خودتی که می تونی حال خودتو عوض کنی

razieh

حواسم نبود :( راسی اسمم راضیه ست بازم میام فعلا تورو میسپرم به همونی که از همه ما بیشتر میفهمه تنهایی ینی چی......

maryam

جقد سخته دلت هوای عشقت رو کرده باشه ولی نتونی پیشش باشی, حالا این وسط غروب جمعه هم باشه! فرداشم امتحان داشته باشی, هیچی نخونده باشی!!! هیچی دیگه, عذاب وجدان یه قتل رو کم داری تا سکته کنی!!!

maryam

سلام الان سه روز حالم بدجور گرفته ست, همش یه گوشه کز کردم, بدجور دلم اشک می خواد!! خو حتما میگی کی جلومو گرفته خو گریه کنم دیگه! من بخاطره قسمی که خوردم تقریبا یه ساله گریه نکردم! خیلی سخته 2سال از جون واسه یکی مایه بزاری,با حرفای دروغش وایه خودت قصر بسازی, اما تا چشش به یکی دیگه بیافته قید 2سال خاطره رو بزنه و بایه تیپا از زندگیش بندازتت بیرون منم بعد از اون با خیالش زندگی کردم, ولی همون روز جدایی قسم خوردم هیچ وقت گریه نکنم, چون تو اون 2سال انقدر اشکمو در اورد که همه میگفتن خیلی خری که با اون دوستی! 11روز دیگه سالگرد جداییمونه!!! تو این یه سال خوب دووم اوردم! فقط نتیجه اش این موهای سفیدمه!! تو این یه سال بیشتر از 20تا تار مو سفید کردم!! مگه من چیکار کردم که تو18سالگی باید پیر بشم؟؟ مگه چیکار کردم که باید ناراحتی قلبی بگیرم؟؟؟ ها؟؟؟ تورو خدا یکی بگه من چیکار کردم؟؟ دارم دیوونه میشم!! داغوونم! خدایا این داغون بودنمو چه جوری بگم که معنی واقعیه داغوون به نظر بیاد؟؟ هیییی!! ببخشید سرتو درد آوردم. خیلی دلم گرفته بود!خیلی!