دل شکسته من

خــوب ِ مــن ، همین جا درون شعرهایم بمان

تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد

به سرزمین هایِ دورِ احساس

من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم

بی انتها شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان تا تکرارِ

غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم . . .

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد

ویرانم می کند من از دست رفته ام ،

شکسته ام می فهمی ؟

/ 3 نظر / 15 بازدید
كلاغ پير

بهتر است در همان شعر بمانند اين خوب هااخر ميداني؟!!! اينها خارج از شعر جاذبه اي ندارند

م

[افسوس][گل]

یه بنده خدا

وقتی صدای خردشدنت زیرپای عابران قشنگ ترین صدای پاییزه چه فرقی میکنه برگ سبزکدامین درخت بوده باشی؟